13 چالش جدی/مدرسه طبیعت

 13 سوال چالش برانگیز از همه ی مدیران و تسهیلگران مدارس طبیعت در سراسر کشور

 

 

1 با اینکه در کلان شهرها و بسیاری از استان های کشور با مشکل آلودگی شدید هوا رو به رو هستیم چرا در فضای اکثر مدارس طبیعت با بهانه های مختلف به خصوص در  فصل پاییز وَ زمستان با هیزم های جمع آوری شده آتش روشن می شود؟

 

آیا این عمل به عنوان آموزش نادرست به کودکان نمی تواند تلقی شود؟

 

حتی دیده شده در روزهایی که آلودگی هوا در وضعیت هشدار بوده,چنین اتفاقاتی افتاده که میتواند برای سلامتی کودک ضرر داشته باشد.

 

2 با وجود آگاهی از بحران شدید آب , آیا درست است که در فصل تابستان که اوج تنش آبی به خصوص در استان های جنوبی ,شرقی وَ مرکزی کشور می باشد تسهیلگران مدارس طبیعت در طول هفته , مشغول پُر و خالی کردن حوض ها و استخرهای مدارس طبیعت برای آب بازی و آب تنی کردن کودکان باشد؟

 

آیا این عمل به عنوان آموزش نادرست به کودکان نمی تواند تلقی شود؟

 

شما خود آگاه هستند که به وسیله ی تانکر به تعداد زیادی از روستاهای کشور آب رسانی می شود

 

3 چرا در ساختار و برنامه ریزی در مدارس طبیعت, گاهی مشاهده می شود کیفیت فدای کمیت شده است؟

 

4 بسیاری بر این باور هستند که در مدارس طبیعت نگاه مادی به کودک نقش اصلی را ایفا میکند,شما چه پاسخی به این سوال دارید؟

 

5 چرا اساس پاسخ دادن به نقدها و انتقادات در فضای کلان مدیریتی مدارس طبیعت, گاهی  تهدید آمیز و توهین آمیز می شود؟

 

6 تسهیلگری که بیمه نیست,اگر در حین انجام کار در فضای مدرسه طبیعت آسیب ببیند هزینه ی درمان وی چگونه و از چه راهی تامین می شود؟چرا؟

 

7 چرا در فضای مدارس طبیعت تسهیلگران زن و مرد بدون در نظر گرفتن معیار های سنی و جنسی گاهی کودکان را در آغوش می گیرند و می بوسند؟

 

8 گاهی دیده شده است مدیر و یا تسهیلگر مدرسه طبیعت با کودکان رفتاری پرخاشگرایانه دارند آیا تدبیری برای برخورد و پیشگیری از این گونه رفتارها صورت گرفته است؟

 

9 دیده شده است که در فضای مدارس طبیعت برخی از کودکان رفتارهای ضد اجتماعی مثل تمسخر کردن, دعوا کردن و حرف زشت زدن را  از دیگر کودکان می آموزند و در محیط های مختلف نظیر مدرسه و خانه آنها را بروز می دهند که این باعث نگرانی عمیق والدین شده است,مدیران و تسهیلگران مدارس طبیعت چنین مسائلی را چگونه توجیه میکنند؟

 

و برای پیشگیری وَ یا  به حداقل رساندن این معضل آیا چاره ای اندیشیده شده است؟

 

10 آیا قانون کار شامل تسهیلگران مدارس طبیعت می شود؟

 

11 دیده شده در برخی مدارس طبیعت هیچگونه نظارت درستی به حیواناتی که در آن محیط نگهداری می شوند صورت نمیگیرد به طور مثال نه واکسنی تزریق می شود نه دامپزشکی آنها را معاینه میکند و نه حتی شرایط نگهداری حیوان مناسب است,این مشکل چگونه توسط مدیران و تسهیلگران مدارس طبیعت توجیه می شود؟

 

12 نظارت بر عملکرد مدارس طبیعت توسط چه ارگانی صورت می گیرد؟چرا؟

 

13 این جمله را چگونه پاسخ می دهید«در فضای برخی از مدارس طبیعت به طور غیر مستقیم, آموزش نادرست به کودکان عرضه می شود»

.

.

سوال کننده:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

سه شنبه - ۱۶ بهمن ۱۳۹۷

24 حدیث گرانبها درباره مسلمانان واقعی

 1 عنه صلى الله عليه و آله :لا تُرَوِّعُوا المُسلِمَ ؛ فَإِنَّ رَوعَةَ المُسلِمِ ظُلمٌ عَظيمٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان را دچار وحشت نكنيد كه ترساندن مسلمان ، ستمى بزرگ است

 
 
 
2 رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : كونوا عِبادَ اللّه‏ِ إخوانا ، المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَظلِمُهُ ، و لا يَخذُلُهُ ، ولا يُحَقِّرُهُ . رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اى بندگان خدا ! برادر باشيد . مسلمان ، برادر مسلمان است ، به او ستم نمى‏كند ، او را وا نمى‏گذارد و او را تحقير نمى‏كند
 
 
 
3 عنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ، لا يَمنَعُهُ الماعونَ . رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : مسلمان ، برادرِ مسلمان است و لوازم ضرورى زندگى را از او دريغ نمى‏دارد
 
 
 
4 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَمنَعُهُ الماعونَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان برادر مسلمان است و از نيكى به او خوددارى نمى كند
 
 
 
5 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلمُ أخُو المُسلِم ، لا يَظلِمُهُ ولا يَشتُمُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، برادر مسلمان است ، به او ستم نمى كند و ناسزايش نمى گويد
 
 
 
6 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلمُ أخُو المُسلمِ ، لا يَخُونُهُ ولا يَكذِبُهُ ولا يَخذُلُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، برادر مسلمان است ؛ به او خيانت نمى كند ، به او دروغ نمى گويد و او را تنها و بى ياور نمى گذارد
 
 
 
7 عنه صلى الله عليه و آله :أفضَلُ الصَّدَقةِ أن يَتَعَلَّمَ المَرءُ المُسلمُ عِلما ثُمّ يُعَلِّمَهُ أخاهُ المُسلمَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : برترين صدقه، اين است كه شخص مسلمان ، علمى بياموزد و سپس آن را به برادر مسلمان خود ياد دهد
 
 
 
8 عنه صلى الله عليه و آله :لا تُرَوِّعُوا المُسلِمَ ؛ فَإِنَّ رَوعَةَ المُسلِمِ ظُلمٌ عَظيمٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان را دچار وحشت نكنيد كه ترساندن مسلمان ، ستمى بزرگ است
 
 
 
9 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ ؛ لا يَظلِمُهُ ، و لا يُسلِمُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، برادرِ مسلمان است ؛ نه به او ستم مى كند و نه او را تسليم [مشكلات ]مى نمايد
 
 
 
10 عنه صلى الله عليه و آله :المُسلِمُ مِرآةُ المُسلِمِ ، فَإِذا رَأى بِهِ شَيئا فَيَأخُذُهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان ، آينه مسلمان است . پس هر گاه در او چيزى ديد ، آن را بر مى دارد
 
 
 
11 عنه صلى الله عليه و آله :لا يَحِلُّ لِامرِئٍ مُسلمٍ أن يَأخُذَ مالَ أخِيهِ بغَيرِ حَقِّهِ ؛ وذلكَ لِما حَرَّمَ اللّه ُ عَزَّوجلَّ مالَ المُسلمِ علَى المُسلمِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر هيچ مسلمانى روا نيست كه مال برادرش را به ناحق بگيرد؛ زيرا خداوند عز و جل مال مسلمان را بر مسلمان، حرام كرده است
 
 
 
12 عنه عليه السلام :المُصلِحُ ليسَ بكاذِبٍ . امام صادق عليه السلام : اصلاح دهنده [ميان مردم مسلمان]، دروغگو به شمار نمى آيد
 
 
 
13 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :مِن إجلالِ اللّهِ إجلالُ ذي الشَّيبَةِ المُسلمِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : احترام نهادن به مسلمان سالخورده ، احترام به خداوند است
 
 
 
14 عنه عليه السلام :أعظَمُ الخَطايا اقتِطاعُ مالِ امرِئٍ مسلمٍ بغَيرِ حقٍّ . امام على عليه السلام : بزرگترين گناه ، به ناحق خوردن مال مسلمان است
 
 
 
15 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :هَجرُ المُسلِمِ أخاهُ كَسَفكِ دَمِهِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قهر كردن مسلمان با برادرش، مانند ريختن خون اوست
 
 
 
16 الإمام الصادق عليه السلام :ما رَأَيتُ شَيئا هُوَ أضَرُّ في دينِ المُسلِمِ مِنَ الشُّحِّ . امام صادق عليه السلام : من براى دين مسلمان ، چيزى زيانبارتر از بخل نديده ام
 
 
 
17 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :قِتالُ المسلمِ أخاهُ كُفرٌ ، و سِبابُهُ فُسوقٌ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جنگيدن مسلمان با برادر خود كفر است، و دشنام دادن به او فسق
 
 
 
18 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :التّاجرُ الأمينُ الصَّدوقُ المسلِمُ معَ الشّهداءِ يَومَ القيامةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تاجر درستكار، راستگو و مسلمان ، در قيامت با شهيدان است
 
 
 
19 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله :إنَّ أوَّلَ شيءٍ يُرفَعُ مِن هذهِ الاُمّةِ الأمانَةُ و الخُشوعُ ، حتّى لا تَكادُ تَرى خاشِعا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نخستين چيزى كه از ميان اين امت رخت بر مى بندد، امانتدارى و خشوع است، چندان كه تقريبا مسلمان خاشعى نمى يابى
 
 
 
20 عنه عليه السلام :مَن كانَ في حاجَةِ أخيهِ المؤمنِ المسلمِ كانَ اللّهُ في حاجَتِهِ ما كانَ في حاجَةِ أخيهِ . امام صادق عليه السلام : كسى كه به فكر برآوردن نياز برادر مؤمن مسلمان خود باشد، تا زمانى كه در فكر نياز او باشد، خداوند در كار نياز وى باشد
 
 
 
21 الإمامُ عليٌّ عليه السلام :رَوِّضوا أنفُسَكُم على الأخْلاقِ الحَسَنَةِ ؛ فإنّ العَبدَ المُسلِمَ يَبلُغُ بحُسْنِ خُلقِهِ دَرجَةَ الصّائمِ القائمِ . امام على عليه السلام : نفْسهاى خود را بر اخلاق نيكو تمرين دهيد ؛ زيرا كه بنده مسلمان، با حُسنِ خُلقِ خود به درجه روزه گيرِ شب زنده دار مى رسد
 
 
 
22 عنه صلى الله عليه و آله :لا ضَرَرَ و لا إضرارَ في الإسلامِ، فَالإسلامُ يَزيدُ المُسلمَ خَيرا و لا يَزِيدُهُ شَرّا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در اسلام ضرر و زيان زدن به ديگران ممنوع است ؛ زيرا اسلام بر خير مسلمان مى افزايد و شرّى به او نمى رساند
 
 
 
23 عنه عليه‏السلام: ما عُبِدَ اللّه‏ُ بِشَيءٍ أحَبَّ إلَى اللّه‏ِ مِن إدخالِ السُّرورِ عَلَى المُؤمِنِ . امام باقر عليه‏السلام : خداوند به چيزى كه نزدش محبوب‏تر از شادمان ساختن مسلمان باشد ، پرستيده نشده است
 
 
 
24 عنه صلى الله عليه و آله :مَن أصبَحَ لا يَهتَمُّ بِاُمُورِ المُسلمينَ فَلَيسَ بِمُسلمٍ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركه صبح كند و به فكر گرفتاريهاى مسلمانان نباشد ، مسلمان نيست
 
.
 
.
 
.
 
.
 
گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
 
چهارشنبه - ۱۵ اسفند ۱۳۹۷

40 حدیث گرانبها در خصوص دشمن و دشمنی

 1 عنه عليه السلام :مَن نامَ لَم يُنَمْ عَنهُ . امام على عليه السلام : هركه از دشمن خود غافل باشد، دشمن از او غافل نباشد

 
 
 
2 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أعدى عَدوِّكَ نَفسُكَ الَّتي بَينَ جَنبَيكَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دشمن ترين دشمن تو، نفْسى است كه ميان دو پهلويت قرار دارد
 
 
 
3 عنه عليه ‏السلام ـ في الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ : كُن لِلعَدُوِّ المُكاتِمِ أشَدُّ حَذَرا مِنكَ لِلعَدُوِّ المُبارِزِ . امام على عليه ‏السلام ـ در حكمت‏هاى منسوب به ايشان ـ : از دشمن پنهانكارْ بيشتر برحذر باش تا دشمنِ به ميدان آمده
 
 
 
4 عنه عليه السلام :غالِبِ الهَوى مُغالَبَةَ الخَصمِ خَصمَهُ ، و حارِبْهُ مُحارَبَةَ العَدُوِّ عَدُوَّهُ . امام على عليه السلام : بر هوس چنان چيره جويى كن كه حريف براى چيره آمدن بر طرف مقابلش مى كند و با آن چنان بجنگ، كه دشمن با دشمن خود مى جنگد
 
 
 
5 عنه صلى الله عليه و آله :إنَّ أبغَضَ الرِّجالِ إلَى اللّهِ الأَلَدُّ الخَصِمُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دشمن ترينِ كسان در نزد خدا ، دشمنِ كينه توزِ ستيزه گر است
 
 
 
6 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أشرارُ النّاسِ مَن يُبغِضُ المُؤمِنينَ وتُبغِضُهُ قُلوبُهُم ، المَشّاؤونَ بِالنَّميمَةِ ، المُفَرِّقونَ بَينَ الأَحِبَّةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بدترينِ مردمان ، كسى است كه مؤمنان را دشمن بدارد و دل هاى مؤمنان هم او را دشمن بدارند ؛ سخن چينانِ جدايى انداز ميان دوستان
 
 
 
7 عنه عليه السلام :أعدَى عَدُوٍّ لِلمَرءِ غَضَبُهُ و شَهوَتُهُ ، فَمَن مَلَكَهُما عَلَت درجَتُهُ ، و بَلَغَ غايَتَهُ . امام على عليه السلام : دشمن ترين دشمن آدمى، خشم و شهوت اوست. پس هر كه بر اين دو مسلّط شود، درجه اش بالا رود و به هدفش برسد
 
 
 
8 الإمام علي عليه السلام :أصدِقاؤُكَ ثَلاثَةٌ وأعداؤُكَ ثَلاثَةٌ ، فَأَصدِقاؤُكَ : صَديقُكَ ، وصَديقُ صَديقِكَ ، وَعَدُوُّ عَدُوِّكَ . وأعداؤُكَ : عَدُوُّكَ ، وعَدُوُّ صَديقِكَ ، وصَديقُ عَدُوِّكَ . امام على عليه السلام : دوستان تو سه گروه اند و دشمنان تو نيز سه گروه . دوستان تو عبارت اند از : دوست تو ، دوستِ دوست تو ، و دشمنِ دشمن تو . و دشمنان تو عبارت اند از : دشمن تو ، دشمنِ دوست تو ، و دوست دشمن تو
 
 
 
9 عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ يُبغِضُ الشُّهرَتَينِ : شُهرَةَ اللِّباسِ و شُهرَةَ الصَّلاةِ . امام صادق عليه السلام : خداوند دو شهرت را دشمن مى دارد : شهرت لباس و شهرت نماز
 
 
 
10 عنه عليه السلام :عَدُوٌّ عاقِلٌ خَيرٌ مِن صَدِيقٍ أحمَقَ . امام على عليه السلام : دشمن دانا، بهتر از دوست نادان است
 
 
 
11 عنه عليه السلام :الأخذُ على العَدُوِّ بِالفَضلِ أحَدُ الظَّفَرَينِ . امام على عليه السلام : رفتار بزرگوارانه با دشمن ، يكى از دو پيروزى است
 
 
 
12 إنّ اللّهَ يُحبُّ الوَجهَ الطَّلقَ ، ويُبغِضُ الوَجهَ الباسِرَ . خداوند گشاده رو را دوست و تروشروى را دشمن مى دارد
 
 
 
13 لا تَكُن وَليّا للّهِ في العلانيةِ عَدوّا لَهُ في السِّرِّ. در آشكار دوست خدا و در نهان دشمن او مباش
 
 
 
14 الإمامُ الباقرُ عليه السلام :إنَّ اللّهَ يُبغِضُ الفاحِشَ المُتَفَحِّشَ . امام باقر عليه السلام : خداوند شخص ناسزا گوى بد دهن را دشمن دارد
 
 
 
15 الإمامُ العسكريُّ عليه السلام :الجَهلُ خَصْمٌ . امام عسكرى عليه السلام : نادانى دشمن [انسان ]است
 
 
 
16 عنه عليه السلام :كُنْ بِعَدُوِّكَ العاقِلِ أوْثَقَ منكَ بِصَديقِكَ الجاهِلِ . امام على عليه السلام : به دشمن داناى خود بيشتر اطمينان داشته باش تا به دوست نادانت
 
 
 
17 عنه عليه السلام :اِتَّقوا مَن تُبغِضُهُ قُلوبُكُم . امام على عليه السلام : از آن كه دل هايتان او را دشمن مى دارد ، بپرهيزيد
 
 
 
18 الإمام الكاظم عليه السلام :إنَّ اللّهَ ـ جَلَّ و عَزَّ ـ يُبغِضُ العَبدَ النَوّامَ الفارِغَ . امام كاظم عليه السلام : خداوند عز و جل بنده پُرخواب و بيكار را دشمن مى دارد
 
 
 
19 عنه عليه السلام :العاقِلُ عَدُوُّ لَذَّتِهِ ، الجاهِلُ عَبدُ شَهوَتِهِ . امام على عليه السلام : خردمند، دشمن خوشى هاى خويش است و نادان، بنده شهوت خويش
 
 
 
20 عنه عليه السلام :الهَوى عَدُوُّ العَقلِ . امام على عليه السلام : هواى نفس ، دشمن خرد است
 
 
 
21 عنه عليه السلام :إنَّ الإِعجابَ ضِدُّ الصَّوابِ وآفَةُ الأَلبابِ . امام على عليه السلام : خودپسندى، دشمن درستى و آفت خردهاست
 
 
 
22 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :صَديقُ كُلِّ امرِىً?عَقلُهُ ، وعَدُوُّهُ جَهلُهُ . پيامبر صلى الله عليه و آله : دوست هر انسانى خِرَد اوست و دشمن او نادانى اش
 
 
 
23 عنه عليه السلام :الجَهلُ أنكى عَدُوٍّ . امام على عليه السلام : نادانى ، كشنده ترين دشمن است
 
 
 
24 أضعَفُ الأَعداءِ كَيدًا مَن أظهَرَ عَداوَتَهُ . آن دشمنى ضعيف ترين نيرنگ را دارد كه دشمنى اش را آشكار كرده است
 
 
 
25 عنه صلى الله عليه و آله :مَن مَقَتَ نَفسَهُ دُونَ مَقتِ النّاسِ آمَنَهُ اللّهُ مِن فَزَعِ يَومِ القِيامَةِ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به جاى دشمنى با مردم، با نفْس خود دشمنى ورزد، خداوند او را از هراس روز قيامت ايمن دارد
 
 
 
26 عنه عليه السلام :رَأسُ الجَهلِ مُعاداةُ الناسِ . امام على عليه السلام : اوج نادانى ، دشمنى با مردم است
 
 
 
27 لقمان ـ لإبنه ـ :يا بُنِيَّ ، صاحِب مِئَةً وَلا تُعادِ واحِداً . لقمان ـ به پسرش ـ : پسركم ! با صد نفر دوست شو و با يك نفر هم دشمنى مكن
 
 
 
28 عنه عليه السلام :ثَمَرَةُ العُجبِ البَغضاءُ . امام على عليه السلام : ميوه خودپسندى و غرور، دشمنى و كينه توزى است
 
 
 
29 عنه عليه السلام :مَن زَرَعَ العُدوانَ حَصَدَ الخُسرانَ . امام على عليه السلام : هركه تخم دشمنى بكارد، زيان درو كند
 
 
 
30 عنه عليه السلام :مَن حارَبَ الناسَ حُرِبَ . امام على عليه السلام : آن كه با مردم بستيزد ، با او دشمنى شود
 
 
 
31 عنه عليه السلام :مَن أظهَرَ عَداوَتَهُ قَلَّ كَيدُهُ . امام على عليه السلام : آن كه دشمنى اش را آشكار كند ، نيرنگش كم شود
 
 
 
32 الإمامُ عليٌّ عليه السلام :عَداوَةُ الأقارِبِ أمَرُّ مِن لَسعِ العَقارِبِ . امام على عليه السلام : دشمنى نزديكان، گزنده تر از نيش عقربهاست
 
 
 
33 عنه عليه ‏السلام : لا تُظهِرِ العَداوَةَ لِمَن لا سُلطانَ لَكَ عَلَيهِ . امام على عليه ‏السلام : با كسى كه بر او قدرت ندارى ، دشمنى را آشكار مساز
 
 
 
34 عنه عليه‏السلام : والاكَ مَن لَم يُعادِكَ . امام على عليه‏السلام : آن كه با تو دشمنى نكند ، با تو دوستى كرده است .
 
 
 
35 الإمام عليّ عليه السلام :لا تُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ ، فَتَكونَ عَداوَةً . امام على عليه السلام : در مهريه هاى زنان ، زياده روى نكنيد ؛ چون مايه دشمنى مى شود
 
 
 
36 عنه عليه السلام :العادَةُ عَدُوٌّ مُتَمَلِّكٌ . امام على عليه السلام : عادت، دشمنى است كه انسان را در تملّك خود دارد
 
 
 
37 عنه عليه السلام :عادَةُ الأشرارِ مُعاداةُ الأخيارِ . امام على عليه السلام : عادت بدان، دشمنى كردن با نيكان است
 
 
 
38 عنه عليه السلام :أربَعَةُ أشياءَ القَليلُ مِنها كَثيرٌ : النّارُ ، وَ العَداوَةُ ، وَ الفَقرُ ، وَ المَرَضُ . امام صادق عليه السلام : چهار چيزند كه اندكشان هم بسيار است ؛ آتش ، دشمنى ، فقر ، و بيمارى
 
 
 
39 الإمام الباقر عليه السلام :لا عَقلَ كَمُخالَفَةِ الهَوى . امام على عليه السلام : هيچ خردمندى يى، به اندازه دشمنى با هواى نفس نيست
 
 
 
40 عنه عليه السلام :لا تَأمَن عَدُوّا وإن شَكَرَ . امام على عليه السلام : از هيچ دشمنى ايمن مباش ، گرچه سپاس گويد
 
.
 
.
 
.
 
گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
 
چهارشنبه - ۸ اسفند ۱۳۹۷

گردآوری بهترین اشعاری که خوانده ام/بخش اول/ باباطاهر1

 انتخالب و گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

 

سه شنبه 18دی1397

 

 

 

 

 

1

ببندم شال و میپوشم قدک را

بنازم گردش چرخ و فلک را

بگردم آب دریاها سراسر

بشویم هر دو دست بی نمک را

2

دلی دیرم خریدار محبت

کز او گرم است بازار محبت

لباسی دوختم بر قامت دل

زپود محنت و تار محبت

3

محبت آتشی در جانم افروخت

که تا دامان محشر بایدم سوخت

عجب پیراهنی بهرم بریدی

که خیاط اجل میبایدش دوخت

4

اگر دل دلبر و دلبر کدام است

وگر دلبر دل و دلرا چه نام است

دل و دلبر بهم آمیته وینم

ندونم دل که و دلبر کدام است

5

 شب تاریک و سنگستان و مو مست

قدح از دست مو افتاد و نشکست

نگهدارنده‌اش نیکو نگهداشت

وگرنه صد قدح نفتاده بشکست

6

ته دوری از برم دل در برم نیست

هوای دیگری اندر سرم نیست

بجان دلبرم کز هر دو عالم

تمنای دگر جز دلبرم نیست

7

بهار آیو به صحرا و در و دشت

جوانی هم بهاری بود و بگذشت

سر قبر جوانان لاله رویه

دمی که گلرخان آیند به گلگشت

8

سیاهی دو چشمانت مرا کشت

درازی دو زلفانت مرا کشت

به قتلم حاجت تیر و کمان نیست

خم ابرو و مژگانت مرا کشت

9

عزیزا کاسهٔ چشمم سرایت

میان هردو چشمم جای پایت

از آن ترسم که غافل پا نهی تو

نشیند خار مژگانم بپایت

10

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ

اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ

اگر ملک سلیمانت ببخشند

در آخر خاک راهی عاقبت هیچ

11

زدست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

12

دو چشمم درد چشمانت بچیناد

مبو روجی که چشمم ته مبیناد

شنیدم رفتی و یاری گرفتی

اگر گوشم شنید چشمم مبیناد

13

دلم بی وصل ته شادی مبیناد

زدرد و محنت آزادی مبیناد

خراب آباد دل بی مقدم تو

الهی هرگز آبادی مبیناد

14

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد

15

دل عاشق به پیغامی بسازد

خمار آلوده با جامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافیست

ریاضت کش ببادامی بسازد

16

هر آنکس عاشق است از جان نترسد

یقین از بند و از زندان نترسد

دل عاشق بود گرگ گرسنه

که گرگ از هی هی چوپان نترسد

 

17

مرا نه سر نه سامان آفریدند

پریشانم پریشان آفریدند

پریشان خاطران رفتند در خاک

مرا از خاک ایشان آفریدند

18

سه درد آمو بجانم هر سه یکبار

غریبی و اسیری و غم یار

غریبی و اسیری چاره دیره

غم یار و غم یار و غم یار

19

اگر شیری اگر میری اگر مور

گذر باید کنی آخر لب گور

دلا رحمی بجان خویشتن کن

که مورانت نهند خوان و کنند سور

20

اگر شیری اگر ببری اگر کور

سرانجامت بود جا در ته گور

تنت در خاک باشد سفره گستر

بگردش موش و مار و عقرب و مور

21

دلا اصلا نترسی از ره دور

دلا اصلا نترسی از ته گور

دلا اصلا نمیترسی که روزی

شوی بنگاه مار و لانهٔ مور

22

خداوندا بفریاد دلم رس

تو یار بیکسان مو مانده بیکس

همه گویند طاهر کس نداره

خدا یار مو چه حاجت کس

23

گلی که خود بدادم پیچ و تابش

باشک دیدگانم دادم آبش

درین گلشن خدایا کی روا بی

گل از مو دیگری گیرد گلابش

24

به قبرستان گذر کردم کم وبیش

بدیدم قبر دولتمند و درویش

نه درویش بیکفن در خاک رفته

نه دولتمند برده یک کفن بیش

25

وای آن روجی که در قبرم نهند تنگ

ببالینم نهند خشت و گل و سنگ

نه پای آنکه بگریزم ز ماران

نه دست آنکه با موران کنم جنگ

26

خدایا داد از این دل داد از این دل

نگشتم یک زمان من شاد از این دل

چو فردا داد خواهان داد خواهند

بر آرم من دو صد فریاد از این دل

 

27

دلا غافل ز سبحانی چه حاصل

مطیع نفس و شیطانی چه حاصل

بود قدر تو افزون از ملایک

تو قدر خود نمیدانی چه حاصل

 

29

مو که چون اشتران قانع به خارم

جهازم چوب و خرواری ببارم

بدین مزد قلیل و رنج بسیار

هنوز از روی مالک شرمسارم

30

زهجرانت هزار اندیشه دیرم

همیشه زهر غم در شیشه دیرم

ز نا سازی بخت و گردش چرخ

فغان و آه و زاری پیشه دیرم

 

31

شبی نالم شبی شبگیر نالم

ز جور یار و چرخ پیر نالم

گهی همچون پلنگ تیر خورده

گهی چون شیر در زنجیر نالم

32

دلا از دست تنهایی بجانم

ز آه و نالهٔ خود در فغانم

شبان تار از درد جدایی

کند فریاد مغز استخوانم

33

قلم بتراشم از هر استخوانم

مرکب گیرم از خون رگانم

بگیرم کاغذی از پردهٔ دل

نویسم بهر یار مهربانم

34

مو آن دلدادهٔ بی خانمانم

مو آن محنت نصیب سخت جانم

مو آن سرگشته خارم در بیابان

که چون بادی وزد هر سو دوانم

35

دلم دور است و احوالش ندونم

کسی خواهد که پیغامش رسونم

خداوندا ز مرگم مهلتی ده

که دیداری بدیدارش رسونم

36

شبی خواهم که پیغمبر ببینم

دمی با ساقی کوثر نشینم

بگیرم در بغل قبر رضا را

در آن گلشن گل شادی بچینم

37

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم

به دریا بنگرم دریا ته وینم

بهر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان روی زیبای ته وینم

38

الهی دشمنت را خسته وینم

به سینه اش خنجری تا دسته وینم

سر شو آیم احوالش بپرسم

39

سحر آیم مزارش بسته وینم

3نمیدانم که سرگردان چرایم

گهی نالان گهی گریان چرایم

همه دردی بدوران یافت درمان

ندانم مو که بیدرمان چرایم

40

یا تا دست ازین عالم بداریم

بیا تا پای دل از گل برآریم

بیا تا بردباری پیشه سازیم

بیا تا تخم نیکوئی بکاریم.

 

 

انتخالب و گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

سه شنبه 18دی1397

گردآوری 20 حدیث در خصوص سیاست و ریاست

 1
الإمامُ عليٌّ عليه السلام :سِياسَةُ النَّفسِ أفضَلُ سِياسَةٍ ، و رِياسَةُ العِلمِ أشرَفُ رياسَةٍ .
امام على عليه السلام : سياست (تربيت) نفْس ، برترين سياست است ، و رياست علمى ، عاليترين رياست .
2
عنه عليه السلام :مِن حَقِّ المَلِكِ أن يَسُوسَ نَفسَهُ قَبلَ جُندِهِ .
امام على عليه السلام : بر فرمانرواست كه پيش از سياست سپاهيان خود ، نفس خويش را سياست كند .
3
الإمامُ عليٌّ عليه السلام :رَأسُ السِّياسَةِ استِعمالُ الرِّفقِ .
امام على عليه السلام : نرمش به خرج دادن ، سرآمد سياست است .
4
عنه عليه السلام :آفةُ الزُّعَماءِ ضَعْفُ السّياسةِ .
امام على عليه السلام : آفت زمام داران، ضعف سياست (تدبير) است.
5
عنه عليه السلام :خَيرُ السِّياساتِ العَدلُ .
امام على عليه السلام : بهترين سياست ها ، عدالت است .
6
عنه عليه السلام :حُسنُ السِّياسَةِ قِوامُ الرَّعِيَّةِ .
امام على عليه السلام : حُسن سياست ، مايه استوارى ملّت است.
7
عنه عليه السلام :مَن قَصُرَ عنِ السِّياسَةِ صَغُرَ عنِ الرِّياسةِ .
امام على عليه السلام : هركه از عهده سياست بر نيايد ، لايق رياست نباشد .
8
عنه عليه السلام :حسُنُ التَّدبيرِ و تَجَنَّبُ التَّبذيرِ من حُسنِ السِّياسَةِ .
امام على عليه السلام : حُسن تدبير و پرهيز از حيف و ميل ، از حُسن سياست است .
9
الإمام عليّ عليه السلام :بِحُسنِ السِّياسَةِ يَكونُ الأَدَبُ الصّالِحُ .
امام على عليه السلام : با حُسن سياست و تدبير است كه تربيت درست ، صورت مى پذيرد.
10
الإمام عليّ عليه السلام :آفَةُ الزُّعَماءِ ضَعفُ السِّياسَةِ .
امام على عليه السلام : آسيب پيشوايان ، ضعف سياست است .
11
عنه عليه السلام :نِعمَ السِّياسَةُ الرِّفقُ .
امام على عليه السلام : بهترين سياست ، مداراست .
12
عنه عليه السلام :جَمالُ السِّياسَةِ العَدلُ فِي الإِمرَةِ ، وَالعَفوُ مَعَ القُدرَةِ .
امام على عليه السلام : زيبايى سياست ، عدالت پيشگى در حكمرانى ، و گذشت در زمان توانمندى است .
13
عنه عليه السلام :حُسنُ السِّياسَةِ قِوامُ الرَّعِيَّةِ .
امام على عليه السلام : سياست نيكو ، [ مايه] استوارى شهروندان است .
14
عنه عليه السلام :سِياسَةُ العَدلِ ثَلاثٌ : لينٌ في حَزمٍ ، واستِقصاءٌ في عَدلٍ ، وإفضالٌ في قَصدٍ .
امام على عليه السلام : سياست عادلانه ، سه چيز است : نرمى در دورانديشى ، به نهايت رساندن عدالت ، و احسانِ به اعتدال .
15
عنه عليه السلام :سِياسَةُ العَدل ثَلاثٌ : لينٌ في حَزمٍ، و استِقصاءٌ في عَدلٍ، و إفضالٌ في قَصدٍ .
امام على عليه السلام : سياستِ دادگرانه سه چيز است: نرمىِ توأم با دورانديشى، عدالت كامل، و احسان همراه با ميانه روى.
16
عنه عليه السلام :حُسنُ التَّدبيرِ وتَجَنُّبُ التَّبذيرِ مِن حُسنِ السِّياسَةِ .
امام على عليه السلام : نشانه سياستِ درست ، برنامه ريزى صحيح و پرهيز از ريخت و پاش است .
17
عنه عليه السلام :جَمالُ السِّياسَةِ العَدلُ في الإمرَةِ ، و العَفوُ مَعَ القُدرَةِ .
امام على عليه السلام : زيبايىِ سياست ، در به كار بستن عدالت در حكومت است و گذشت كردن با وجود توانايى [بر انتقامگيرى] .
18
عنه عليه السلام :أعقَلُ المُلوكِ مَن ساسَ نفسَهُ لِلرَّعيَّةِ بما يُسقِطُ عنهُ حُجَّتَها ، و ساسَ الرَّعيَّةَ بما تَثبُتُ بهِ حُجَّتُهُ علَيها .
امام على عليه السلام : خردمندترين شاهان (زمام داران) كسى است كه خود را در برابر رعيت چنان سياست و اداره كند كه حجّت (اعتراض) آنها را از خود دور سازد و رعيت را چنان سياست و اداره كند كه حجّت او بر آنها ثابت و تمام شود 
19
الإمامُ عليٌّ عليه السلام :حَقٌّ علَى المَلِكِ أن يَسوسَ نفسَهُ قَبلَ جُندِهِ .
امام على عليه السلام : بر پادشاه است كه پيش از سپاهيانش، به سياست و تربيت خودش بپردازد
20
عنه عليه السلام ـ في عَهدِهِ إلى مالِكٍ الأَشتَرِ ـ : فَاصطَفِ لِوِلايَةِ أعمالِكَ أهلَ الوَرَعِ وَالعِلمِ وَالسِّياسَةِ .
امام على عليه السلام ـ در سفارش نامه اش به مالك اشتر ـ : براى سرپرستى كارها ، پرواپيشگان ، اهل دانش و اهل سياست را برگزين 
.
.
.
گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
5/اردبیبهشت/1397.

جمعیت زنان خورشید

 آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند

 


آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

 


آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند

 


آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند

 


آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند

 


آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 


آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند

صفحه قبل 1 صفحه بعد